![]() باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم وز جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران اول به دام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم ای دو چشمانت رهی روشن به سوی شهر زیبایی ای نگاهت باده ای در جام مینایی آه ای شهزاده ی محبوب رویایی نیمه شب ها خواب می دیدم که می آیی آری آغاز دوست داشتن است گر چه پایان راه ناپیداست من دگر به پایان راه نیندیشم هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تورا هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته چهارم مرداد 1385 جستجو
پیوندها
دل شکسته(مهسا جونم)
عاشق دلشکسته تک ستاره(مونا جون) معبود خاموش نقطه ي پايان نفس برید(آقا محمد) شهسوار دختر هاي كوچه پشتي طوبي جون(كلبه تنهايي) كافه عشق(آقا هیوا) عشق(آقا وحید) تنهاي عاشق(آقا رضا) قهرو ناز موناي من(آقا اشکان) معني عشق (سونيا جون) عاشق ولي تنها محمد رسول الله(آقا سجاد) عاشق دلسوخته ناگفته هاي قلبم(شميم) شاعرانه ها(آقااحمد) زمستان برفي :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
|
تنها ترين عشق
بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند تار موی توست ولی ریشه ی عمر من است
تعطیل شد
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 9:38
با سلام
همه می دونیم که هر سلامی یه خداحافظی و هر شروعی یه پایانی وب لاگ من هم به پایان رسیده امید وارم تو این مدت تونسته باشم رضایت شما خواننده ی عزیز رو جلب کرده باشم امیدوارم همهی شما موفق باشید و روز به روز پیشرفت کنید از همتون ممنون که تو این مدت من و همراهی و راهنمایی کردی مهسا جونم از همتون ممنونم آرزومند آرزوهای شما خدانگهدار دوستای گلم خدانگهدار تنها ترین عشق خدانگهدار
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 9:37
عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم |+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 9:26
عشق مثل گنجشک می مونه اگه محکم بگیریش می میره اگه شل بگیریش فرار می کنه پس باید طوری بگیریش که تو دسات خوابش ببره!!!
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 9:20
دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست، اسراف در محبت است
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 9:19
اگر میخواهی همیشه آرام باشی، دلگیریهایت را روی ماسه و شادیهای خود را بر روی سنگ مرمر بنویس. |+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 9:18
همیشه تو مدرسه بهم یاد دادن :
یک سال = دوازده ماه یک ماه = چهار هفته یک هفته = هفت روز یک روز = بیست و چهار ساعت یک ساعت = شصت دقیقه ولی .... ولی هیچ وقت کسی بهم نگفت : یک دقیقه بدون تو = هزاران هزار ساله
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 8:33
وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 8:20
عشق من!
من و تو شبنم واشکیم . خداوند در تشنگی پر مهر خود ما را می نوشد.
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در یکشنبه دهم دی 1385 ساعت 8:48
سکوت و نگاه را با هم یکی می کنیم فریادی میشود بی صدا می شنوی فریاد بی صدا را؟ ، فریادی که با تمام سکوتش فقط یک چیز می گوید : دوستت دارم ، دوستم داشته باش! |+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در یکشنبه دهم دی 1385 ساعت 8:42
گلکم، نازکم، گله کم کن ، کمکم کن... چون که از همیشه دیوونه ترم با من باش ... چون که ابروی عشق و می خرم با من باش... چون که بدجوری سزاوار توام با من باش... حالا که حوصله ات و سر می برم با من باش... باش تا بهتر و بهتر باشم... باش تا از این همه سر باشم... باش تا هق هق من بند بیاد... باش که چشم من افتاب
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در یکشنبه دهم دی 1385 ساعت 8:40
اسمان خاطرات من و تو بکر و زلال است مثل مناجات پرستو با خدا مثل دوستی افتابگردان ها با نگاه صبح . وقتی از خاطرات ماندنی می گویم تا قیامت روی نوشته هایم باران مهربانی می بارد . اسمان خاطرات بوی بهشت می دهد . و لبریز از سادگی است
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در یکشنبه دهم دی 1385 ساعت 8:38
ای نفس های تو عاشق ، ای تو خوب موندنی زنده ام با نفس تو ، تو همیشه با منی
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در یکشنبه دهم دی 1385 ساعت 8:36
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در یکشنبه دهم دی 1385 ساعت 8:4
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در یکشنبه دهم دی 1385 ساعت 7:31
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در یکشنبه دهم دی 1385 ساعت 7:20
شبي در شب ترين شبها، تو ما هم مي شوي آيا تو تسليم تماشا ي نگاهم مي شوي آيا شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم تو با د ستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري تو تصحيح تمام اشتباهاتم مي شوي آيا پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردي نگاهم را به پاس اشكهايم عذر خواهم مي شوي آيا
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در یکشنبه دهم دی 1385 ساعت 7:15
![]() |+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در پنجشنبه هفتم دی 1385 ساعت 10:30
دستان مرا بگير... حسرت نمی گذارد تو را فراموش كنم و عشق مانع ايست قلبی و تنها نگاه تو می تواند مانع ازاين مرگ شود... دوستت دارم و می خواهم در كنار من بمانی بگذار اين حسرت به واقيعت تبديل شود و در كنارتو بودن را احساس كنم ای كاش می توانستی ديدگان شسته شده از اشك مرا ببينی و دستان مرا در حالی كه تو را نشانه رفته اند و تنها با صدای قلب تو خو گرفته اند را احساس كنی لحظه لحظه های تنهايی من با تو پر می شود و بدان تنها تو دليل زنده بودنی...
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در پنجشنبه هفتم دی 1385 ساعت 10:29
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در پنجشنبه هفتم دی 1385 ساعت 10:12
غصه ی تو برای من ، شادی من برای تو دلت گرفت بگو خودم گريه کنم به جای تو روزای خوب برای تو ، شبای بد برای من
رسيدناش برای تو ، فکر خطر برای من
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 7:57
کاش گناهی کنم که مجازاتش تبعید به قلب تو باشد
![]() |+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 7:55
قلبت را خالي نگه دار که اگر روزي خواستي کسي را در قلبت جاي دهي سعي کن که فقط يک نفر باشد به
او بگو که تو را بيشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ... زيرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نياز دارم.
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 7:49
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند تارموي توست اما ريشه ي عمر من است...
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 7:36
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 6:49
باور کن ای ستاره ی درخشان شبهای تاریک تنهاییم وقتی نیستی گویا هوا بارانی است
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 6:46
عزیزم نور چشمانت را از من مگير كه نور زندگانيم است و نداي صدايت را از رويم پنهان مكن كه آوايي براي عاشقي است . نسيم عشق را از نگاهت مي بويم و در باغ زندگاني خوشبوي گل تو برايم آشناست هرگز تنهايم مگذار كه بي تو هيچم .
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 9:1
![]() |+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 7:58
عمرتون 100شب یلدا دلتون قدیه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما
( یلدا مبارک ) |+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 7:21
عشق همچون نقاشيست بااين تفاوت که نقاشي را مي توان پاک کرداماعشق را هرگز
|+| اين درد دل توسط من با تقديم يك شاخه گل زر به عزيزانم در پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 6:43
|